آیا در آیه 145 سوره انعام، حصر نابجا به کار رفته است

تاریخ ارسال:ش, 07/10/1395 - 16:49 شناسه: 83
آیا در آیه 145 سوره انعام، حصر نابجا به کار رفته است
آیا حصر در آیه 145 انعام اشتباه است؟ آیا محمّد (صلّی الله علیه و آله) از حرام بودن سایر خوراکی­ها خبر نداشت؟ آیا خوراکی­های حرام فقط همین چهار مورد ذکر شده در آیه است؟ آیا این آیه از جانب خداست یا ساخته خود محمّد (صلّی الله علیه و آله) است؟ (سها، نقد قرآن
در قرآن کریم برای انتقال مفاهیم والا، اسلوب و شیوه­های گوناگونی بکار گرفته شده­است، حصر و قصر نیز یکی از این شیوه­ها برای بیان مقاصد است. روش حصر یکی از مباحث دانش معانی است و عبارت است از اختصاص دادن چیزی به چیز دیگر به شیوه­ای مخصوص. (عرفان، کرانه­ها: شرح فارسی کتاب مختصر المعانی، 2/ 197) از آنجا که حصر در تفسیر و معنای کلام الهی تأثیر بسزایی دارد، فهم و انتقال درست معنی آن می‌تواند پاسخی قاطع بر مخالفان مضمون این آیات باشد.

بسم الله الرحمن الرحیم

ادعای حصر نادرست

عبدالحسین شورچه و سمیرا حیاتی

 

شبهه:

آیا حصر در آیه 145 انعام اشتباه است؟ آیا محمّد (صلّی الله علیه و آله) از حرام بودن سایر خوراکی­ها خبر نداشت؟ آیا خوراکی­های حرام فقط همین چهار مورد ذکر شده در آیه است؟ آیا این آیه از جانب خداست یا ساخته خود محمّد (صلّی الله علیه و آله) است؟ (سها، نقد قرآن، ص 874 – 873)

 

پاسخ:

در قرآن کریم برای انتقال مفاهیم والا، اسلوب و شیوه­های گوناگونی بکار گرفته شده­است، حصر و قصر نیز یکی از این شیوه­ها برای بیان مقاصد است. روش حصر یکی از مباحث دانش معانی است و عبارت است از اختصاص دادن چیزی به چیز دیگر به شیوه­ای مخصوص. (عرفان، کرانه­ها: شرح فارسی کتاب مختصر المعانی، 2/ 197) از آنجا که حصر در تفسیر و معنای کلام الهی تأثیر بسزایی دارد، فهم و انتقال درست معنی آن می‌تواند پاسخی قاطع بر مخالفان مضمون این آیات باشد.                                                                  

یکی از راه‌های فهم هدف آیات الهی و حکمت تشریع احکام، توجّه به شرایط صدور آیات و زمان و مکان نزول آن است. سوره‌ انعام از سوره‌های مکّی است و پنجاه و پنجمین سوره به ترتیب نزول است.                   

در آیه: «قُل لَّا أَجِدُ فىِ مَا أُوحِىَ إِلىَ‏ محَرَّمًا عَلىَ‏ طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيرِ اللَّهِ بِهِ  فَمَنِ اضْطُرَّ غَيرْ بَاغٍ وَ لَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» (انعام: 6/ 145)       

گفته شده: ظاهر این آیه حصر و تخصیص خوراکی‌های حرام در این چهار چیز است: مردار، دم مفسوح، گوشت خوک، و گوشت حیوان ذبح‌شده بدون بردن نام خدا. به عبارت دیگر ظهور این آیه‌، مفید حصر حقیقی است و خوردنی‌های حرام، در شریعت اسلام منحصر به همان چیزهایی است که در این آیه نام برده شده است. در حالی که محرمات محدود به این چند مورد نیست و حصر احتمالی نادرست است.                                            

بعضى در پاسخ اين سؤال گفته‏اند كه به هنگام نزول اين آيات در مكّه، هنوز حكم تحريم ساير غذاهاى حرام نازل نشده بود، ولى اين جواب صحيح به نظر نمى‏رسد، گواه اين سخن آنكه عين همين تعبير يا شبيه آن در بعضى از سوره‏هاى مدنى نيز ديده مى‏شود، مانند آيه 173 سوره بقره ظاهر اين است كه اين آيه، تنها نظر به نفى احكام خرافى مشركان دارد و به اصطلاح، «حصر اضافى» است، و به تعبير ديگر آيه مى‏گويد: محرمات الهى اينها هستند نه آنچه شما به هم بافته‏ايد. (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 6/16؛ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، 8/309؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 7/503؛ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، 4/303؛ فخرالدّین رازی، مفاتیح الغیب (تفسیر کبیر)، 13/168؛ تفسیر نورالثقلین، 1/774؛ تفسیر القمی، 1/219)            درباره‌ سبب نزول این آیه گفته‌اند: مشرکان یا یهود، به دلیل لجاجت چیزهایی را به ناروا تحریم کرده و متقابلاً امور نامبرده در این آیه را حلال می‌دانستند. توجّه به سبب نزول نشان می‌دهد که حصر در آیه، حصر حقیقی نیست، بلکه حصر اضافی قلب است و در نتیجه این آیه دلیل انحصار خوردنی‌های حرام در امور مذکور نیست. (بابایی و دیگران، روش­شناسی تفسیر قرآن، ص 148)                                                                     

سها به این دلیل که حرف نفی «لا» و استثناء «الّا» در زبان عربی نشانه حصر است گمان کرده که در این آیه تمام محرّمات را برشمرده­است.                                                                                                

شافعی گفته است: «چون کفّار، حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال شمرده بودند، و با خدا و رسول او و احکام الهی به مبارزه برخاستند و در برابر قوانین الهی راه عناد در پیش گرفتند، این آیه در مقام نقض غرض آنان نازل شد. گویا خداوند متعال می‌گوید: حلال فقط عبارت است از همان چیزهایی که شما حرام می‌دانید و حرام فقط همان چیزهایی است که شما حلال کرده‌اید. هدف فقط تضاد با آنان است. نه نفی و یا اثبات حکمی، این سخن مانند آن است که کسی به تو بگوید: امروز شیرینی مخور و تو در جواب او می‌گویی: من امروز جز شیرینی چیز دیگری نمی‌خورم، و هدفت از این پاسخ ضدیّت و مخالفت باشد. در چنین سخنی غرض، اثبات یا نفی خوردن شیرینی نیست. در آیه مورد نظر هم هدف مخالفت با کفّار و مشرکان است و آیه در مقام بیان تحریم یا حلیّت چیزی نیست.» (سیوطی، الإتقان فی علوم القرآن، 1/109) شافعی معتقد است این آیه تمام محرّمات را حصر و بیان نکرده است و تنها در مقام بیان حرمت همین چند مورد خاص است بی­آنکه بتوان دیگر امور ذکر نشده در این آیه را حلال دانست. به عبارت دیگر، می‌توان گفت خداوند متعال تحریم چیزهای دیگر را از طریق آیاتی دیگر یا سنّت پیامبر «صلّی الله و علیع و آله وسلّم» اعلام فرموده است.                                        

روش قرآن کریم در برخی احکام، تدریج است و مسائلی همچون حرمت شراب و ربا که ممکن بود تحریم دفعی آنها مقبولیّت لازم را پیدا نکند، طی چند مرحله و به طور تدریجی حرام اعلام شد. همچنین احکامی مانند وجوب روزه که ممکن بود برای برخی از مردم تحمل آن سخت باشد پس از هجرت و سال‌ها بعد از بعثت تشریع گردید، در حالی‌که حرام شمردن گوشت خوک، دفعی و در یک مرحله و با عباراتی صریح صورت گرفت که می‌تواند اشاره به حساسیّت موضوع و شدت خطر خوردن گوشت خوک، مردار و خون باشد.         

سیوطی روایت می­کند: «نخستین آیه‌ای که در مکّه راجع به خوردنی‌ها نازل شد در سوره‌ انعام است: «قُل لَّا أَجِدُ فىِ مَا أُوحِىَ إِلىَ‏ محَرَّمًا» سپس آیه‌ 114 سوره‌ نحل: «فَكلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا» نازل شد، و در آخر، آیه‌ 3 سوره‌ مائده: «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ» » (سیوطی، الإتقان فی علوم القرآن، 1/100)

                

منابع:

1-­ قرآن کریم.

2- بابایی، علی اکبر، روش­شناسی تفسیر قرآن، زیر نظر: محمود رجبی، انتشارات سمت، تهران، 1388 هـ .ش، چاپ چهارم.

3- سها، نقد قرآن، 1393 ش، ویرایش دوّم.

4- سيوطي، جلال الدّين عبدالرّحمان، الإتقان في علوم القرآن، ترجمه: سيّد مهدي حائري قزويني، انتشارات امير کبير، تهران، 1384 هـ .ش،چاپ پنجم.

5- طباطبايي، سيّد محمّد حسين، الميزان في تفسير القرآن، ترجمه: سيّد محمّد باقر موسوي همداني، انتشارات اسلامي جامعه­ي مدّرسين حوزه علميّه قم، قم، 1374 هـ .ش، چاپ پنجم.

6- طبرسي، ابو علي الفضل بن الحسن، مجمع البيان في تفسير القرآن، مترجمين: حسين نوري، محمّد مفتح، تحقيق: رضا ستوده، انتشارات فراهاني، تهران، 1360 هـ .ش، چاپ اوّل.                                                

7- طوسي، محمّد بن حسن، التبيان في تفسير القرآن، مقدّمه: شيخ آغا بزرگ تهراني، تحقيق: احمد قصير عاملي داراحياء التراث العربي، بیروت، بی­تا، بي­چا.

8- عرفان، حسن، کرانه­ها: شرح فارسی کتاب مختصر المعانی، ناشر: مؤسّسه انتشارات هجرت، قم، 1379 هـ .ش، چاپ سوّم.

9- عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نورالثّقلین، تحقیق: سیّد هاشم رسولی محلاتی، انتشارات اسماعیلیّان، قم، 1415 هـ .ق، چاپ چهارم.

10- فخرالدّين رازي، ابوعبدالله محمّد بن عمر، مفاتيح الغيب (تفسير کبير)، داراحياء التراث العربي، بیروت، 1420 هـ .ق، چاپ سوّم.                                                                                                       

11-  قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، تحقیق: سیّد طیّب موسوی جزایری، دارالکتاب، قم، 1367 هـ .ش، چاپ چهارم.     

12- مکارم شيرازي، ناصر، با همکاري جمعي از فضلاء، تفسير نمونه، دارالکتب الإسلاميّة، قم، 1374 هـ .ش، چاپ اوّل.