نسخ آیه نجوا قبل از عمل؟!؟

آیا آیه نجوا در سوره مجادله پیش از عمل به آن، نسخ شده است؟!
از شبهات دکتر سها به آیه دوازده و سیزدهم سوره مجادله این است که حکم تقدیم صدقه پیش از نجوا بدون اینکه عمل گردد نسخ گردید و کسی به این آیه عمل ننمود. این در حالی است که مورد اتفاق و اجماع علماء فریقین است که حضرت علی علیه السلام به این حکم عمل نمود و دیناری را به ده درهم معاوضه کرد و ده مرتبه با پرداخت صدقه به فقراء با حضرت رسول صلی الله علیه و آله نجوا نمود. روایات در این زمینه در حد تواتر است و عمل به این آیه جزء فضائل اختصاصی آن حضرت است که هیچ کس با ایشان در آن مشارکت ندارد.

نسخ آیه نجوا قبل از عمل؟!

مهدی موحدی راد

شبهه:

آیا آیه صدقه پیش از نجوا بدون عمل نسخ گردید و کسی به آن عمل ننمود؟

(دکتر سها، کتاب نقد قرآن، ویرایش دوم، ص 419)

 

پاسخ اجمالی:

از شبهات دکتر سها به آیه دوازده و سیزدهم سوره مجادله این است که حکم تقدیم صدقه پیش از نجوا بدون اینکه عمل گردد نسخ گردید و کسی به این آیه عمل ننمود. این در حالی است که مورد اتفاق و اجماع علماء فریقین است که حضرت علی علیه السلام به این حکم عمل نمود و دیناری را به ده درهم معاوضه کرد و ده مرتبه با پرداخت صدقه به فقراء با حضرت رسول صلی الله علیه و آله نجوا نمود. روایات در این زمینه در حد تواتر است و عمل به این آیه جزء فضائل اختصاصی آن حضرت است که هیچ کس با ایشان در آن مشارکت ندارد.

 

کلید واژه‌ها:

صدقه پیش از نجوا، سوره مجادله، نسخ، فضائل امیر المومنین علیه السلام.

 

پاسخ تفصیلی:

یکی از شبهات دکتر سها به آیه دوازده و سیزدهم سوره مجادله که به آیه نجوا و صدقه معروف است این است که حکم دادن صدقه پیش از اینکه عملی گردد نسخ گردید. وی در این باره می­گوید: «جالب است بدانید که حکم دادن صدقه قبل از آنکه اجرا شود نسخ شد ثانیا محمد این حکم را وضع کرد و در ابتدا نمی دانست که مردم زیر بار این مالیات نمی­روند. قبل از اجراء متوجه شد که حکمی غیر قابل اجراست و زیر بار نرفتن مردم هم موجب وهن خودش می­شود، بنابراین این حکم را لغو کرد.» (دکتر سها، نقد قرآن، ویرایش دوم. ص 228) و در جای دیگر می­نویسد: «البته این آیه را بدون اجراء نسخ کرد. چون متوجه شد که غیر قابل اجراست و سر و صدای مردم را در می­آورد» (همان، ص 419) وی بدون ارائه مدرکی در اثبات مدعای خویش تنها احتمال مخالفت مردم با این حکم را دلیل لغو آن می­داند.

جای تعجب است که دکتر سها با اینکه در مقدمه کتاب نقد قرآن وعده می­دهد که برای شناخت مفهوم قرآن بعد از رجوع به خود قرآن به سنت صحیح و سیره و تاریخ و تفاسیر معتبر رجوع می­کند ذیل این دو آیه هیچگونه اشاره ای به سنت صحیح و مورد اتفاق فریقین ننموده و رجما بالغیب گفته است که این حکم اجراء نگردید. تنها کافی بود که وی به دو تفسیری که خود در مقدمه از آن دو نام می­برد یعنی تفسیر طبری و درالمنثور سیوطی رجوع می­کرد تا با تعداد زیادی از روایات روبرو ­شود و بنگرد روایات متعددی آمده که امیرالمومنین علیه السلام به این آیه و حکم عمل نموده است.

همچنین در برخی روایات آمده که تنها عامل به این حکم آن حضرت بوده بطوری که این آیه از فضائل آن حضرت شمرده شده و خود حضرت نیز خود را تنها عامل به آن می دانند، این مطلب آنقدر مشهور بوده که صحابه به آن اعتراف نموده اند؛ ثعلبی از عبدالله بن عمر نقل می­کند که می­گفت: «علی را سه فضیلت بود که اگر یکی از آنها برای من بود برایم بهتر بود از شتران سرخ موی؛ همسری او با فاطمه، دادن پرچم در روز خبیر به دست او و آیه نجوا». (ثعلبی، الكشف و البيان عن تفسير القرآن، ثعلبی، قرن پنجم، ج ‏9، ص 262)

ما در اینجا ابتداء مفسر ان متعددی ا زعامه که روایات اختصاص عمل به این آیه به امیر المومنین علی علیه السلام را نقل نموده اند را نام می بریم و خواننده گرامی را به تفاسیر ایشان ارجاع می­دهیم و برای نمونه به ذکر مطلب از دو تفسیر مهم در نگاه دکتر سها بسنده می کنیم و سپس دیدگاه مفسران شیعه را ارائه می­دهیم:

از مفسران عامه کسانی چون مقاتل بن سلیمان، جصاص، سمرقندی، حسکانی، ثعلبی، سور آبادى، فخر رازی، زمخشری، ابن عطیه اندلسی، بغوی، ابن جوزی، میبدی، قرطبی، محی الدین بن عربی، نیشابوری، بغدادی، بیضاوی، ابوحیان اندلسی، ابن کثیر دمشقی، ابن جزی، ثعالبی، حقی، مظهری، آلوسی، شوکانی، سید بن قطب، ملا حویش آل غازی، ابن عاشور، محمد دروزه، زحیلی، حجازی و طنطاوی روایات اختصاص این فضیلت به امیرالمومنین علیه السلام را نقل نموده اند.

طبری چهار روایت به طرق مختلف از مجاهد و یک روایت از ابن عباس نقل کرده که تنها عمل کننده به این آیه علی بن ابی طالب علیه السلام است. وی می­نویسد:

«مجاهد در مورد این آیه می­گوید: مسلمین از نجوا با پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله نهی شدند تا آنکه صدقه پرداخت کنند، پس با او نجوا نکرد مگر علی بن ابی طالب رضی الله عنه، دیناری را تهیه کرد و صدقه داد، سپس رخصت در این حکم نازل شد.» (جامع البيان في تفسير القرآن، ج‏28، ص: 15)

همچنین سیوطی در تفسیر معروف خود شش روایت را از گروهی از بزرگان علماء متقدم اهل تسنّن چون عبد الرزاق و عبد بن حميد و ابن منذر و ابن أبى حاتم و ابن مردويه و ابن راهویه و ابن ابی شیبه و سعید بن منصور و حاکم نیشابوری روایت کرده که اولین عامل و تنها عمل کننده به این حکم حضرت علی علیه السلام است، در روایتی از آن حضرت نقل می کند که فرمود: «هیچ کس جز من به این آیه عمل نکرد تا اینکه نسخ گردید»‏«الدر المنثور ج 6 ص 185» و همچنین در روایتی که سعيد بن منصور و ابن راهويه و ابن أبى شيبه و عبد بن حميد و ابن منذر و ابن أبى حاتم و ابن مردويه روایت کرده اند و حاکم نیشابوری آن را صحیح دانسته آمده که امام علی علیه السلام فرمود: «همانا در کتاب خدا آیه ای است که هیچ کس قبل از من به آن عمل ننمود و بعد من هم هیچ کس به آن عمل نمی کند و آن آیه نجواست ... نزد من دیناری بود پس آن را معاوضه کردم به ده درهم و هروقت با رسول خدا نجوا می نمودم درهمی صدقه می دادم تا آنکه آیه نسخ گردید و احدی به آن عمل نکرد تا آنکه آیه بعد نازل گردید.»(همان)

این مطلب در میان علماء و مفسرین عامه مشهور است به طوری که آلوسی در تفسیر خود می­نویسد:

«و عمل نکرد به این آیه بنابر مشهور غیر از علی كرم اللّه تعالى وجهه‏» (آلوسی، محمود، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج‏14، ص: 225)

حسکانی در شواهد التنزیل هفده روایت به بیش از بیست طریق نقل می­کند که تنها عامل به این آیه شریفه حضرت علی علیه السلام بوده است. (حسکانی، شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج ‏2، ص 311-326. حدیث 949 تا 969)

 

منابع شیعه:

بزرگان مفسرین شیعه نیز بر اساس روایات متعدد تنها عامل به این حکم را امیرالمومنین علیه السلام می­دانند و نزد ایشان مورد اتفاق و اجماع است که تنها عمل کننده به این آیه حضرت است. در اینجا برای نمونه برخی از آنها را ذکر می­کنیم:

علی بن ابراهیم قمی از مفسران شیعه در قرن سوم نقل می­کند: «هیچ کس جز امیرالمومنین علیه السلام به این حکم عمل نکرد، او به دیناری صدقه داد و ده بار با رسول خدا صلی الله علیه و اله مناجات نمود.» (قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج 2، ص 457)

شیخ مفید این آیه را به اجماع علماء قرآن در مورد امیرالمومنین علیه السلام می­داند. (تفسير القرآن المجيد، ص: 522)

شیخ طوسی نیز نقل می­کند که امیر المومنین علیه السلام دیناری قرض کرد و صدقه داد تا با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نجوا کند و پس از آن خداوند به آیه بعد این حکم را نسخ نمود. (طوسی، محمد، التبيان في تفسير القرآن، ج‏9، ص: 552)

طبرسی هم در مجمع البیان می­گوید: «مفسرین قائل اند که احدی به این حکم عمل نکرد مگر علی بن ابی طالب علیه السلام». (طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏9، ص 380)

همچنین بحرانی در روایتی از صدوق نقل می­کند که امام صادق علیه السلام فرمود:

«امیرالمومنین علیه السلام در احتجاجات خود با ابی بکر به این آیه استدلال نمود و ابوبکر نیز به آن اعتراف کرد» (بحرانی، سید هاشم، البرهان في تفسير القرآن، ج‏ 5، ص 323) وی همچنین از مکحول نقل می­کند که حضرت علی علیه السلام فرمود: «مستحفظون از اصحاب محمد صلی الله علیه و آله می دانند که هیچ مردی در آنها نیست که منقبتی داشته باشد مگر اینکه من با او شریک هستم و برای من هفتاد منقبت است که احدی از ایشان با من شریک نیستند. گفتم ای امیرالمومنین به من خبر بده و حضرت هفتاد منقبت را ذکر نمود و بیست و چهارمین آنها این آیه بود» (همان)

بحرانی پس از نقل هشت روایت در اختصاص این آیه به حضرت علی علیه السلام می­نویسد:

« شرف الدین نجفی بعد از ذکر این احادیث از محمد بن عباس می­نویسد: «بدان که محمد بن عباس در تفسیر این آیه هفتاد حدیث از طریق خاصه و عامه نقل کرده که متضمن این است که تنها مناجی با رسول خدا صلی الله علیه و آله امیرالمومنین علیه السلام بوده است نه دیگر مردم که ما تنها سه حدیث را ذکر کردیم که در آن بی نیازی از دیگر احادیث است» آنگاه خود بحرانی می­گوید: «روایات در این باب از خاصه و عامه زیاد است که موجب طولانی شدن کتاب می شود» (بحرانی، سید هاشم، البرهان في تفسير القرآن، ج ‏5، ص 320 ـ 326)

همچنین حویزی در نورالثقلین هفت روایت را از منابع اولیه شیعه نقل می­کند که دلالت دارد بر اینکه تنها پرداخت کننده صدقه پیش از نجوا حضرت امیرالمومنین علیه السلام بوده است. (حویزی، تفسير نور الثقلين، ج ‏5، ص 264 ـ 266)

 

نتیجه گیری:

از مجموع آنچه ارائه شد مشخص می شود که ادعای دکتر سها ادعایی است بدون دلیل. این آیه توسط شخص امیرالمومنین علیه السلام عمل گردید و از فضائل آن بزرگوار است که هیچ یک از صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله با این فضیلت بمانند بسیاری دیگر از فضائل آن حضرت شریک نیستند. این امر در میان علماء شیعه مورد اجماع است و در میان جمهور اهل سنت نیز مشهور است.